مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

838

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

--> - مَنْ يشاء ويترك مَنْ يشاء ؟ أما ترضين أن تنظري إلى الملائكة على أرجاء السّماء ينظرون إليكِ وإلى ما تأمرين به ، وينظرون إلى بعلكِ قد حضر الخلائق وهو يخاصمهم عند اللَّه ، فما ترين اللَّه صانعاً بقاتل ولدكِ وقاتليكِ وقاتل بعلكِ إذا فلجت حجّته على الخلائق ، وأمرت النّار أن تطيعه ؟ أما ترضين أن تكون الملائكة تبكي لابنكِ ويأسف عليه كلّ شيء ؟ أما ترضين أن يكون مَنْ أتاه زائراً في ضمان اللَّه ، ويكون مَنْ أتاه بمنزلة من حجّ إلى بيت اللَّه واعتمر ولم يخل من الرّحمة طرفة عين ، وإذا مات مات شهيداً ، وإن بقي لم تزل الحفظة تدعو له ما بقي ، ولم يزل في حفظ اللَّه وأمنه حتّى يفارق الدّنيا » . فرمود : « اى فرزند من ! فاضل ترين أهل بهشت شهدايند كه در دنيا بذل جان ومال كردند . وبهشت خاص ايشان است كه در راه خدا قتال مىدهند ، مىكشند وكشته مىشوند . وعدهء حق بر ايشان راست مىآيد . وآنچه در نزد خداوند است ، بهتر است از دنيا وآنچه در دنياست . وشهادت أفضل است از مردن در جامهء خواب . كسى كه بر أو حكم قتل نوشته‌اند ، البتة كشته شود ، وآن كس كه كشته نشود ، زود باشد كه بميرد . هان اى فاطمه دختر محمد ! آيا دوست نمىدارى كه فرداى قيامت به آنچه خواهى فرمان دهى وفرمان تو هنگام حساب خلق مطاع باشد ؟ آيا رضا نيستى كه پسر تو از جملهء حملهء عرش باشد ؟ آيا رضا نيستى كه هر آفريده به نزد پدر تو حاضر شود وشفاعت خود را مسألت نمايد ؟ آيا راضى نيستى در روزى كه مردمان عطشان باشند ، شوهر تو دوستان خود را از حوض كوثر سيراب كند ودشمنان خود را از پيش براند ؟ آيا رضا نيستى كه شوهر تو قسيم جنت ودوزخ باشد ، فرمان دهد آتش را وفرمان پذير باشد آتش ، بيرون بياورد از آتش هر كه را بخواهد ودر آتش به جاى گذارد هر كه را بخواهد ؟ آيا رضا نيستى كه نگران باشى فريشتگان را در أطراف آسمان وفريشتگان نگران تو باشند تا چه فرمان كنى ونگران شوهر تو باشند ، وگاهى كه مردمان در ديوان مظالم حق حاضر شوند وأو آغاز داورى كند خداوند كيفر فرمايد قاتل پسر تو وقاتلين تورا وقاتل شوهر تورا ، وآتش را به دادخواهى به فرمان أو كند ؟ آيا راضى نيستى كه ملائكة بر فرزند تو بگريند وآفرينش بر وى اسف ودريغ خورند ؟ آيا رضا نيستى كه آن كس كه به زيارة قبر حسين رود در ضمان خدا باشد ، وآن منزلت از زيارة أو به دست كرده باشد كه از حج بيت اللَّه كه با عمره به خاتمت برد حاصل شود ، ويك چشم زد از رحمت خداوند دور نيفتد ، واگر بميرد شهيد مرده باشد ، واگر بزيد در حفظ خداوند وامن خداوند زيستن نمايد ؟ » فاطمه عرض كرد : « اى پدر ! بر خداوند توكل نمودم ورضا دادم وخشنود گشتم . » پس پيغمبر قلب اورا وچشم‌هاى اورا مسح فرمود ، وقال : « إنِّي وبعلكِ وأنتِ وابنكِ في مكان تقرّ عيناكِ ، ويفرح قلبكِ » . فرمود : « من وشوهر تو وپسر تو در جايى باشيم كه روشن شود بدان چشم‌هاى تو ، وشاد شود بدان دل تو . » 1 . سلب : لباس ، جامه . 2 . قوام : پايه وكسى كه كارها به أو قائم باشد . 3 . تقاطر : چكيدن قطره‌هاى باران . 4 . مُنْهِىَ : خبر دهنده . سپهر ، ناسخ التواريخ سيدالشهدا عليه السلام ، 1 / 311 - 316